خرید بک لینک
معلوم شد که دعاهایتان مستجاب میشود. در شب نوزدهم تقدیر رقم خورد، در شب بیست و یکم تأیید و حتماً اگر یک شب دیگر میرزا را دعا کنید، فردا شب به تثبیت میرسد. سحر که همسر مکرمه و محترمه تشریف آوردن منزل، در مراسم دختری را دیده بودند که به تعبیر خود ایشان «مثل پنجۀ آفتاب» بوده و قرار شد بعد ماه مبا

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 10:31

یادداشتی بر داستان «غربت» نوشتۀ حریر وقتی کسی برای اولینبار دست به یک کار بزرگ میزند، از دور شاید این کار برای او بسیار بزرگ جلوه کند، اما همین که قدم اول را برداشت و دومی هم پشتبندش آمد، دیگر سومی و چهارمی و پنجمی برایش آسان میشود. اینکه میگویند هر سربالایی یک سرازیری دارد، درست است، اما برعک

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

نمیدانم کارخانۀ ذوبآهن را از نزدیک دیدهاید یا نه، یا اینکه لااقل از کنار آن رد شده باشید، اما مطمئناً «کربلایی علیترین»، «پوکرفیس»، «پرتقالدیوانۀروانشناس» و یا «الهامخانم» دیدهاند. قسمتی دارد به نام «کُکسازی»؛ این قسمت دودکش طویلی دارد که از جادۀ کناری هم که به سمت شهر «زایندهرود»، چمگر

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

نوشتن بهترین کار عالم است. همهچیز نوشتن دارد، حتی همان موضوع انشای آشنای دوران مدرسه؛ یعنی «علم بهتر است یا ثروت». همین موضوع را اگر رودرروی چشمانتان بگذارید و شروع کنید به نوشتن، میبینید که حرفهای جدیدی برا گفتن و نوشتن دارید که حتی در آن روزگاران به ذهنتان نمیرسید.یکی از بهترین راهکارهایی

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

سهماه گذشت! چند شب پیش مهراده را گذاشتم تو بغل نَنَش و گفتم نگهشدار که یک عکس از مهراده در سهماهگی داشته باشیم. البته نَنَش اعتقادی به عکسِ به تعبیر من «خودمونی» ندارد و در این ایام کلی خرج آتلیه و این قروقمبیل بازیها (به قول چـ[نا]گوارا که وقتی ازش پرسیدم گفت: «یعنی قرتی بازی») روی دست من

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

امشب در برنامۀ خندوانه «رضوان کرباسی»، دختری از نجفآبادِ اصفهان، شرکت کرده بود که به شدت کارش خراب شد و به جرأت میتوان گفت یکی از بدترین شبهای زندگیاش رقم خورد و من مدام آرزو میکردم ای کاش هرچه زودتر جمع و جورش کند استندآپش را، ولی دخترک نتوانست! کار که از دست خارج شود، پخش و پلا شود، دیگر

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

حالا که به حق بازار محکومکردن گرم است و از اطراف و اکناف، سیل محکومکردنها بهخاطر اقدام تروریستی امروز، به کشور سرازیر شده، اجازه بدهید ما هم از داخل محکوم کنیم آن نفهمها و بیشعورهایی که هنوز چند ساعتی نگذشته، شروع کردند به ساختن جوکهای مسخره و هنوز نفهمیدند که تروریست و ناامنی و آشوب و بلوا

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

فرق ندارد که لائیک هستید یا دینمدار، هوادار جنبش سبزید و طرفدار بنفشطلبان یا از هر دو بری، به روحانی رأی دادهاید یا رئیسی، دنبال اصلاحید یا طالب اصول؛ رسوای زمانه و دشمن بدنام و ننگین، رسیده پشت در خانهمان و وقت چکاندن ماشه و انفجار بمب، از ما نمیپرسد باورمان چیست و هوادار که هستیم. وقت ایست

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

بچهتر که بودم، براساس همان قانون نانوشتۀ بچگی، دستها شکستم و پاها خرد کردم و چشم کبود کردم. فردای بعدش، آن را که چشم کبود کرده بودم، برای جبران میآمد و چون کاری از دستش برنمیآمد، میزدم آن چشم دیگرش را نیز کبود میکردم که هم تاکشی نکند و توازن در صورتش برقرار شود، هم دوباره هوس قیام به سرش نزند

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

http://bayanbox.ir/view/3272270224921980369/0002-1.jpg

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 19:40

من بیشتر اهل فرهنگم تا سیاست؛ به همین دلیل از سیاست حرفی نمیزنم و تمام پستهای وبلاگ را نیز اگر نگاه کنید، به اندازۀ ذرهای نکتۀ سیاسی یافت نمیکنید. سیاست اما در نوشتار یا نوشتن مطلب دارم. بیشتر سعی میکنم نظرات و عقائدم را در صندوقچۀ درون قفسۀ سینهام حفظ کنم و تا خوب سبک، سنگین و بالا و پایینش

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 13:36

من خواستم عکس بگیرم از برگه ای که تووش اسم نامزد مورد نظرم رو نوشته بودم، خیلی ریلکس طور!! کنار اون خانووم بازرسه ام بودم. بعد یوهو دیدم چند تا بازرس و سرباز و اینا ریختن سرم :| گفتن ممنوعه :/ پاکش کن زود :| به قدری هول شدم که لبخند تلخی زدم و اظهار داشتم" عه؟ اشکال نداره؟" :| منظورم داره بود البته :| الان یاد اون افتادم :|

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 13:36

مردم شیریف ایران! رأی اولیها! حضار گرامی! دوستان! رفقا! گل کاشتید! دمی همدون گرم! کار به نهروان کشید. بالشخصه دلم برای سؤالات جذاب جنابِ میرسلیم خیلی تنگ میشود! به تقلید از جومونگ: «ایرانی...!» اویی و ماری و هیوبو و بقیۀ چشم بادامیها: «زنده بااااااااد!» + حالا دیگه خداوکیلی برید تو فکر ماه عسل

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 13:36

به پستهای یک بلاگر که نگاه کنید، میفهمید چیزی در چنته دارد یا نه. از نظر من خواندن وبلاگ یک بلاگر، جزو مطالعۀ روزمرۀ ما محسوب میشود. یک نوشته اولاً باید لذتبخش باشد برای خواننده و حس خوب منتقل کند، بعد میرویم سراغ محتوا. این دو مقوله از ارکان مهم نوشتهاند. قدر قلمهای خوب را باید دانست در این آشفته بازار بلاگهای بیمحتوا. چه خوب است که وبهای خوب را با قلم بسیار خوبشان مطالعه کنیم.

دیزالو را حتماً در برنامهتان قرار بدهید.

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی